تبلیغات
آسمان برای پرواز - أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون...(انبیاء-105)

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

EmamNaghi بحرین
جبهه وبلاگی غدیر

ساخت كد آهنگ

Reba.ir
دوشنبه 4 دی 1391-08:50 ب.ظ



الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ (20-توبه)

یک نیم نگاه به وضعیت جهان اسلام این را به آدم می فهماند که ما خیلی باید هوشیار باشیم. نمیدانم چه کسی باعث شد ما و نسل ما انقدر آینده نگر نباشد، انقدر زمین گیر باشد، انقدر ترسو باشد، انقدر دنیا طلب بشود، انقدر نازک نارنجی باشد!!!؟؟؟؟

خیلی سئوال برانگیز است که متأسفانه حتی روحیه کمک به دیگر ملت‏ها و حتی هم مذهب‏ها و همدینان خودمان در ما ضعیف شده است و ما در قبال مظلومیت مردم عراق، افغانستان، ترکمنستان، پاکستان، بنگلادش، کنیا و مصر و... احساس ناراحتی نمی‏کنیم یا چندان برانگیخته نمی‏شویم. خیلی سخت است که مردم خودمان را برای این گونه مسائل انسانی بسیج بکنیم. اوضاع میانمار را ببینید یا سوریه. حتماً باید در مورد سیل پاکستان، رهبر معظم انقلاب در خطبه‏های نماز جمعه اشک‏شان جاری شود تا اینکه نهادهای ما ـ از صدا و سیما گرفته تا کمیته امداد و جمعیت هلال احمر و مردم و... ـ یک تکانی به خوشان بدهند.

عجیب نیست؟ ما چه مان شده؟

ببینید... پدران ما انقلابی کردند جهانی! شعارهای بین المللی دادند، آنهم در زمانی که ارتباط با کشورهای دیگر خیلی سخت بود و حتی تلفن درست و حسابی که بشود با کشوری در همسایگی تماس گرفت هم وجود نداشت، اما دید آنها آنقدر وسیع بود. در حالی که الان ما خیلی راحت، می توانیم رفقایی در شرق و غرب عالم برای خودمان، در کسری از ثانیه، دست و پا کنیم (کسی را می شناختم که برای تهیه کتابی درتدوین پایان نامه اش از دوستی استرالیایی که در اینترنت با او آشنا شده بود کمک گرفت و آن دوست هم رایگان کتاب را برای او تهیه کرد و پست کرد اینور دنیا به همین سادگی!!!).

 پدران ما دیدشان آنقدر وسیع بود که برای انقلاب جهانی امام که نامش را نور گذاشته بودند، جانشان را بدهند. دیدگاه امام(ره) این بود که یک کشور نمونه متمدن مذهبی بسازیم و باید از مبارزان و مستضعفان دنیا در مقابل مستکبران دفاع کنیم و بسیجیان عالم را راه بیاندازیم و قله‏های رفیع عالم را بگیریم و پرچم اسلام را در اقصی نقاط جهان برافرازیم. و تمام راه را هم با وجود آن همه سختی رهبری فرمود و الحق که بسیجیانش هم فدای راه حق شدند. اما نسل ما چه؟ ما درباره دیدگاه های امام خامنه ای چقدر بسیجی هستیم؟

برای بازگشایی بحثم، اول فرموده ایشان پیرامون افزایش جمعیت را مثال می آورم:

امام ما فرمود باید جمعیت افزایش پیدا کند، مجلس متخصص جمعیت آورد که حرفهای امام را تصدیق کند، انگار به تصدیق فاجعه نرخ جمعیت احتیاج داشت!!!

 و بعد تلوزیون راه براه متخصص آورد و میزگرد گذاشت که البته بد هم نیست این کار، چون قدم اولِ ذائقه سازی همین است. اما وقتی آدم 60 ساله ای را می آورد که معلوم نیست در کدام دانشگاه لیبرال ما مردم شناسی خوانده و علوم اجتماعی و روانشناسی و  نظریه های پایش جمعیت را سق زده است و میگوید ببینید باید ابتدا ببینیم اصلا کشور ما می تواند این گونه افزایش جمعیت پیدا کند یا نه!(این یعنی نمی تواند!!) بعد باید روی زیرساخت ها کار کنیم و ببینیم اصلا زیرساخت آن وجود دارد یا نه! (این یعنی افزایش جمعیت؟ عمرا)، بعد باید برویم ببینیم آیا ما میتوانیم با این گسترش جمعیت مثلا کار و آموزش و پرورش و مسکن و ....

و لب مطلب این که حالا چه کاری است توی این اوضاع که بحث اقتصاد گرم است و آقایان سه قوه به جان هم افتادند، بذارید ما پیر و پاتال ها زندگی مان را بکنیم.

حالا فکرش را بکنید جوانهای ما هم که شجاعت دارد از توی چشمشان میزند بیرون، این حرفها را هم که می شنوند دیگر از فرط دلگرمی و قوت قلب سکته سرپا میزنند و به تبع آن حرفها که گذشت می گویند چه کاری است؟ ما که داریم در این اوضاع نامعلوم زندگی میکنیم، برای چی بچه دار شویم و خودمان را فردا بدبخت کنیم و یه بدبخت دیگراضافه کنیم به دنیا، اصلا ما به سیر کردن همین یک قلم دردانه مان هم نمی رسیم! 

از آنجایی که مشت نمونه خروار است برای مثال میگویم که در میان دوستان من که همه تحصیل کرده همان دانشگاه های لیبرال و سکولار هستند، همه شان بعد از 6 تا 8 سال که از ازدواج شان گذشت، زحمت کشیدند و بچه دار شدند و تازه می گفتند که وای چقدر اذیت شدیم، چقدر خرج برداشت و همین یکی بس است و الخ!!!!! (انگار قرار است بچه را لک لک توی بقچه برایشان بیاورد!!!)

تمام دوستان حزب اللهی ما هم یکی یکدانه بچه نونور(اینجوری نوشتم که شدت لوس بودنشان را برسانم) و خدابدور دارند که بعد هشت سال زندگی مشترک، یک زمزمه هایی هم درباره بچه دوم برسرزبان آورده اند و از آنجا که زمزمه های ضعیفی است، بعید است تا 4 سال دیگر به عمل برسد.  بعد هم لابد می خواهند سن بالای 35 سال را بهانه کنند و درنهایت بگویند چه کاری است؟ همین یکی بس است.

بلی این است ولایت پذیری ما... فرمان پذیری البته در صورت گل و بلبل بودن همه چیز!

رفاه طلب می شویم و بچه یکی بس است؛ دنیا طلب می شویم و شغل دلالی می شود فراگیر ترین شغل مملکتمان( توی خیابان که راه می روی میبینی مشاور املاکی، مشاور املاکی، مشاور املاکی، مشاور املاکی..... یک سوپری ریزه میزه هم اون وسطها به زور دارد کاسبی می کند بعد دوباره مشاور املاکی، مشاور املاکی، مشاور املاکی....)، تحریم می شویم و خب چون امکانات نیست می رویم می میریم ( دور از جانمان)...اصلا ولش کن!

چطوری کارمان به اینجا رسیده؟ انقدر دور خودمان پیله کشیده ایم که تمام فرصتهای پروانه شدن را داریم به تهدید مرگ تبدیل می کنیم و در پیله ها خفه می شویم...

من به عنوان یک جوان در این مملکت به آن آقایان بالای 60 سال و دوستان هم سن ام می گویم:  لطفا به قول مولانا اگر کورک پشت گردنتان خوب شد سرتان را بالا ببرید و به آسمان هم نگاهی بیندازید و خود ماه را ببینید.

چه کسی گفته ما مشکل داریم و زمینه نداریم که این دستور امام مان را اجرا کنیم؟ اصلا مگر ما همیشه توی امکانات غلت زده ایم که بچه هایمان در آن غلت بزنند(که البته دارند میزنند)؟ اصلا وقتی امام ما گفته باید بشود، حتما صلاح مملکتمان بوده وگرنه آن را علنی نمی کردند و حتی نمی گفتند در این زمینه خودشان هم مقصرند که جلوی این سیاست را زودتر نگرفتند. پس اوضاع باید اورژانسی باشد! حالا این آقایان می آیند و در تلویزیون نسخه ناشدنی بودنش را می پیچند برای ملت، در حالی که باید هرجوری هست برای شدنش راه کار بدهند.

حرف آخر را اول می زنم:

ما نسل ظهوریم!

مگر نفرموده است ان الارض یرثها عبادی الصالحون... عباد که هستیم، صالح هم که هستیم الحمدلله، خب یک تکانی به خودمان بدهیم، برویم کار زمین مانده پدرانمان را انجام دهیم، دنیا را بگیریم دیگر.

انگلیس حدود 400 میلیون جمعیت دارد که حدود 50 میلیون آن در خود جزیره انگلستان زندگی میکنند و مابقی در یک برنامه 300 ساله که تا الان هم ادامه دارد به کشورهای استرالیا، کانادا، آمریکا، آفریقای جنوبی و حاشیه دریای پاسیفیک نقل مکان و زاد و ولد کرده اند؛ تمام جغرافیای جمعیتی را ریخته اند به هم و آلوده کرده اند تمام خاک پاک کُره خاکی را. خوب است بدانید همه این ها جزو مایملک ملکه " اَنگَل اِستان" هستند و او دارد ثروت همه جا را خیلی قانونییییی!!! تاراج میکند. حال کردید؟

چرا ما تهدید جمعیتی مان را یک  فرصت نکنیم برای انقلابمان؟!

ما باید برویم همه جا جمعیت شیعه درست کنیم، چه کسی گفته باید افزایش جمعیت پیدا نکنیم؟ به همان آقایان و همان دوستان می گویم بچه شیعه ها نه تنها باید در کشور، جمعیت را به حد نصاب مورد نظر امام مان برسانند بلکه باید بروند فرهنگ مهاجرت را به یک استراتژی مبارک تبدیل کنند و از آن بهره ببرند....

ادامه دارد....

دعا یادتان نرود.

بروید به این آدرس و این مطلب را هم بخوانید، خوب مطلبی است:

http://www.teribon.ir/archives/63062




تاریخ آخرین ویرایش:یکشنبه 24 دی 1391 01:47 ق.ظ