تبلیغات
آسمان برای پرواز - Game change

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

EmamNaghi بحرین
جبهه وبلاگی غدیر

ساخت كد آهنگ

Reba.ir
جمعه 11 مرداد 1392-08:37 ق.ظ



بسم الله الرحمن الرحیم


همان طور که قول داده بودم، ادامه بحث جمهور یازدهم و جنبش کلید یا جنبش بنفش را با عنوان تغییر بازی ادامه خواهم داد. و مجددا تاکید می کنم متن حاضر صرفا برداشت کلی یک جوان دلسوز نظام است و ارزش دیگری ندارد!!

 در جمهور یازدهم به بررسی مواردی همچون نوع نگاه کلی مردم و حضور چشمگیر آنان در انتخابات، پیروزی نظام اسلامی ایران و تائید حقانیت آن، ضعفهای رفتاری نسل اولیهای انقلاب و در نتیجه خطای سیاسی شان، و وجهه پیروز اصولگرایان در انتخابات پرداخته شد. به طور ضمنی اشاره شد که مردم به دلایلی ترجیح دادند جناح سیاسی حاکم بر دولت نهم و دهم را تغییر داده و جناح رقیب را برای 4 سال آینده انتخاب نمایند. و در جنبش کلید به عوامل تاثیرگذار بر این جابجایی قدرت، از جمله زمینه روانی منفی ایجاد شده در سطح جامعه ناشی از ادعای پوچ تقلب، اتهام دروغگویی به دولت و شخص رئیس جمهور، تبلیغات شدید رسانه های غربی و رسانه های حامی فتنه و مخالف دولت در داخل کشور و ایجاد زمینه عدم اعتماد مردم به دولت و به تبع آن نظام، اختلاف درونی اصولگرایان و رفتار عجیب روسای قوا در پاره ای موارد، فشار شدید اقتصادی موجود در کشور اشاره شد. در متن حاضر به تیر خلاصی که در جریان تبلیغات انتخاباتی شکل گرفت و موجب رای آوری هر چند ضعیف و شکننده جنبش کلید شد، اشاره می شود.

1- اقتصاد؛  اوضاع نابسامان اقتصادی موجود در کشور، نوعی نارضایتی را بین مردم بوجود آورده بود که همچنان نیز ادامه دارد. کارشناسان اقتصادی عوامل متعددی از جمله آشفتگی اقتصادی در سطح جهان، گلالوده کردن آب توسط گروهی که ما آنها را به عنوان اخلالگر اقتصادی می شناسیم،  بی تدبیری و شاید به نوعی ماهی گرفتن دولت از آب گلالود اقتصادی ایران را در این به هم ریختگی اقتصادی موثر می دانند. اما آنچه اهمیت دارد این است که جنبش کلید با در نظر داشتن این شرایط، و پررنگ کردن اوضاع بد اقتصادی، بازی را به گونه ای در دست گرفت که نتیجه بازی کاملا به نفع خودش باشد. در این بازی بوجود آمده، نابسامانی اوضاع اقتصاد جهان کاملا نادیده گرفته شد و شرایط اقتصادیِ حاضر، به طور کامل ناشی از بی تدبیری دولت حاکم شناخته شد. این روند هم به طور رسمی در تبلیغات رسانه ای جنبش کلید در پیش گرفته شد و هم در یک جریان موازی و غیر رسمی و غیر رسانه ای، در بین مردم، به طوری که دلایل دولت برای ایجاد این شرایط را، بی محتوا و پوچ جلوه داده  و حتی به نوعی به سخره گرفته می شد. در کنار بی تدبیر نشان دادن دولت موجود، انتخاب شعار تدبیر و امید، جریان را کاملا به سمت جنبش کلید سوق می داد. این مورد یعنی حذف تاثیر آشفتگی اقتصاد جهان و بی اثر دانستن آن در اقتصاد ایران، احتمالا در آینده ای نزدیک دولت تدبیر و امید را با مشکل مواجه خواهد نمود.

2- برنامه هسته ای؛ به برنامه هسته ای که از نقاط قوت و بسیار پررنگ دولتهای نهم و دهم به حساب می آید،  لازم است از چند منظر پرداخته شود. اول:با توجه به پررنگ بودن برنامه هسته ای در دولت نهم و دهم، و عزتمند بودن نوع مذاکرات در 6 سال اخیر، رویکرد اولیه جنیش کلید، جدا کردن برنامه هسته ای از دولت نهم و دهم بود. در مناظره ای که دکتر واعظی و دکتر باقری داشتند، نماینده جنبش بنفش با پسرحاجی دانستن دولت نهم و دهم عملا سعی داشت تا برنامه هسته ای ایران و قوت و قدرت آن را به دولتهای قبل از دولت حاضر ارجاع داده و بازی را به گونه ای تغییر دهد که ذهنیت مردم آشفته شده و بپذیرند برنامه هسته ای ایران از دولت سازندگی شروع و در دولت اصلاحات به اوج خود رسید و دولت عدالت محور، تنها میوه تلاش چند ساله دولتهای قبلی را چیده است. حال آنکه اگر قرار به چنین برداشتی باشد،  برنامه هسته ای ایران عملا در زمان پهلوی کلید خورده بود!  2- در جریان تبلیغات رسانه ای جنبش کلید، آنچه بیش از همه مورد توجه قرار گرفت، عملکرد ضعیف تیم مذاکره کننده هسته ای در دولت هشتم بود. تعلیق تمام برنامه هسته ای ایران، تعطیلی تمام مراکز هسته ای از جمله UCF اصفهان، آب سنگین اراک، نطنز و تعطیلی تمامی سانتریفیوژها1، همه و همه ثمرات عملکرد ضعیف تیم مذاکره کننده هسته ای ایران یه ریاست حسن روحانی بود. درکنار همه این موارد اضافه کنید تحقیر دولتمردان ایرانی توسط دولتمردان غربی را. یکی از قوی ترین تغییر بازی ها  در این قسمت رخ داد. در این زمینه چند کار همزمان صورت گرفت؛ 1- بی اهمیت جلوه دادن مقاومت در برنامه هسته ای و بالعکس نمایش اینکه تمامی تحریمهای کشور، به دلیل مقاومت تیم مذاکره کننده هسته ای بوده است. از طرفی تحریمها را دلیل اصلی و پررنگ مشکلات اقتصادی جلوه دادن و بالنتیجه تمامی مشکلات اقتصادی را به گردن مقاومت در برنامه هسته ای انداختن 2- سرپوش گذاشتن بر تمامی تعلیقها و تعطیلی ها در زمان دولت هشتم و بالعکس وانمود کردن این مطلب که در آن دوره نه تنها چیزی تعلیق و تعطیل نشد بلکه زمینه های اصلی شکل گیری برنامه هسته ای و به قدرت رسیدن آن، در آن تیم مذاکره کننده و آن دولت فراهم شده است. 3- با تکرار بعضی موارد از قبیل اینکه تیم مذاکره کننده هسته ای حال حاضر کشور، در پیشبرد مذاکرات تعلل داشته است و با بر سر زیان انداختن "پاورپوینت نشان دادن"، "کنفرانس دادن"، "فلسفه بافتن"، "کلاس درس" و مواردی از این دست عملا ذهن مردم را به خوبی به سمتی هدایت کردند که تیمی که قوی ترین کار را در زمینه برنامه هسته ای داشته است را از سکه انداختند. و به این شکل گروهی که ضعیف ترین عملکرد را در برنامه هسته ای داشتند، به مدعی هسته ای تبدیل و بالعکس تیمی که بهترین عملکرد را داشتند، دائم از موضع دفاع وارد میدان شد و در نهایت به بدهکار برنامه هسته ای ایران تبدیل گشت. 


3- در کنار همه این موارد، حافظه گروهی از مردم کار را برای جنبش کلید بسیار هموار نمود. قشر غالب مردم، که مشکلات اقتصادی بیشترین آسیب را متوجه آنان کرده بود، بدون بازگشت به تاریخ به خوبی در موج تغییر بازی جنبش بنفش قرار گرفت و با آن همراه شد. جملاتی از قبیل " احمدی نژاد ما را بیچاره کرد"، "احساس میکنم آمریکا هستم چون هیچ غلطی نمی توانم بکنم" در این روزها زیاد شنیده می شد. سرمایه گذاری جنیش کلید بر روی موج احساسی مردمی که احتمال مطالعه تاریخی آنان بسیار ضعیف بود، یکی از نقاط قوت این جنبش محسوب می شد! حمایت جامعه روحانیت مبارز که ائمه جمعه و جماعات را تحت پوشش دارد، به ایجاد این موج مردمی بسیار کمک کرد. جنبش کلید در مدت کوتاه تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری که زمان مناسبی برای ایجاد موج بود(به این دلیل که فرصت پاسخگویی برای ادعاهای مطرح شده وجود ندارد، و زمانی پاسخها به گوش مردم خواهد رسید و در جامعه جریان خواهد یافت که عملا زمان از دست رفته است)، به خوبی از کم اطلاعی2 و شاید کم حافظگی و عدم مطالعه طیف وسیعی از مردم بهره برد و مشکلات اقتصادی و مساله هسته ای را به عنوان دو مشکل اساسی کشور مطرح و خود را تنها راه حل این معضلات معرفی نمود. (نماد کلید) این جنبش به بهترین شکل ممکن game change را اجرا و از آن بهره برد.

4- در کنار این موج سازی و موج سواری جنبش کلید که در ابتدای شروع تبلیغات درصد کمی از آراء را به خود اختصاص داده بود، غفلت جریان رقیب نیز فرصت مناسبی برای رای آوری این جنبش فراهم کرد. در جریان تیلیغات انتخاباتی، جریان اصولگرایی علیرغم رسیدن به یک عقلانیت سیاسی و عدم اجماع بر سر یک کاندیدا ( به جهت تجربه سال 88 و عدم هماهنگی کاندیدای پیروز با جریان اصولگرایی) در عمل نشان دادند که بازی قدرت را بلد نیستند. با تصور اینکه جناح رقیب رای قابل اعتنایی ندارد، مشغول دعواهای انتخاباتی شدند. اغلب حامیان این جریان، در بیشتر موارد به جای حمایت از کاندیدای مورد نظر خود، به تخریب کاندیداهای دیگر هم جناح خود مشغول شده و از کاندیدای جناح رقیب غافل شدند. برچسب زدنهای عجیب و غریب، تحلیلهای یک جانبه، رو کردن دست یکدیگر چه راست چه غیر راست!، شخم زدن زندگی کاندیداهای دیگر برای کشف یک نکته منفی و علم کردن آن، تخریب تمام حامیان فکری سایر کاندیداهای هم جناح خود، بهره گیری از سخنان امام و رهبری به صورت نیمه و ناقص به نفع خود و یا به ضرر سایر کاندیداهای هم جناح و ...همه و همه دست به دست هم داد که جنبشی به نام کلید یا بنفش، از این فرصت غفلت رقیب بالاترین استفاده را برده و محیط را برای خود کاملا امن و به دور از حتی یک منتقد فراهم ببیند و مشغول تغییر بازی به نفع خود باشد.

نکته مهم!؛ البته بنده به عنوان یک شخص، نه نماینده یک گروه و تفکر، رسما تحیر خود را نسبت به بزرگترین تغییر بازی انجام شده، یعنی ترمیم وجهه آقای هاشمی رفسنجانی اعلام می کنم و در برابر این عملیات روانی انجام شده، که از ماه دوم آغاز ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد شروع  شد و در یکسال اخیر به اوج خود رسید، زانوی شاگردی بر زمین می زنم!!! (سعی می کنم هیچ وقت یاد نگیرم اما)

در نهایت باید گفت که اراده الهی چیزی جز این نبوده است. برنده اصلی این انتخابات رهبر گرانقدر انقلاب است که خواسته ی حماسه سیاسی شان به خوبی محقق شد. برنده اصلی انتخابات نظام اسلامی ایران بود که ثابت کرد حافظ رای مردم است. برنده اصلی انتخابات مردم بودند که به خوبی وارد صحنه شدند و آنچه را که اراده کرده بودند، محقق کردند. و برنده نتیجه ای انتخابات آقای حسن روحانی بودند که با یک برنامه ریزی بلند 8 ساله، و بهره گیری از فرصت در دسترس بودن ائمه جمعه و جماعات فضا را برای حضور خود به خوبی فراهم ساختند. همچنین آقای دکتر روحانی با حضور در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، زمینه مناسبی برای بهره گیری از نظرات استراتژیستهای بزرگ دنیا داشتند و با برقراری جلسات چند ساعته به صورت ویدئو کنفرانس، این تغییر بازی یا game change را به بهترین شکل آموخته و بهتر از آن به اجرا در آوردند. ضمن اینکه از آموزه هایشان در زمینه فن بیان و بازیهای ذهنی و روانی بر روی مخاطب هم به بهترین شکل ممکن استفاده نمودند. آنچه مسلم است این است که پیروز هر میدانی، شخصی است که بیشترین تلاش را برای کسب نتیجه داشته و برنامه ریزی دقیق و زمان سنجی صحیح و حسن اجرای کار را سرلوحه کار خود قرار می دهد. 



1- در طول مسیر طرف غربی دائما خط قرمزهای خود را جلوتر می آورد و در خواستهای بیشتری مطرح می­کرد. در حالی­که در سپتامیر 2003 درخواست مطرح شده در قطعنامه شورای حکام فقط تعلیق غنی سازی به معنای عدم تزریق گاز به ماشین بود، در توافق بروکسل در فوریه 2004 این درخواستها به تعلیق قطعات ماشینهای سانتریفیوژ و مونتاژ ماشینها هم تسری پیدا کرد. در آبان 83 (نوامبر 2004) و در توافقنامه پاریس عملا غربیها خط قرمز خود را به کل سبکل سوخت و حتی مرحله معدن و تبادلات شیمیایی هم تسری دادند. بنابراین عملا راهبرد مذاکراتی ایران به گونه ای بود که به غرب این جرات را می­داد که دائما خط قرمزهای خود را پررنگ تر کند. برگرفته از مقالهبررسی مقایسه ای دو دوره دیپلماسی هسته ای.  از دوستانم که هم حال دارند هم حوصله خواهش میکنم این مقاله را حتما مطالعه کنند. 

2- گروهی از مردم متدین کشور به دلیل اینکه کاندیدای جنیش بنفش تنها کاندیدایی بودند که لباس مقدس روحانیت را بر تن داشتند، ایشان را برگزیدند و به خط و خطوط فکری و جهت گیریها و عملکرد گذشته ایشان، توجهی نداشتند.

3- برای مطالعه در زمینه شروع جنگ روانی بر علیه دولت محمود احمدی نژاد از آبان 84 یعنی دو ماه بعد از شروع دوره ریاست جمهوری اش رجوع کنید به فصلنامه راهبرد شماره 38 مقاله همبستگی ملی، مشارکت عمومی؛ شامل متن سخنرانی آقای روحانی در جمع ائمه جمعه و جماعات سراسر کشور. در حین مطالعه مقاله به این نکته زیاد توجه کنید که تنها دو ماه! دو ماه! از دولت نهم گذشته است.




تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 28 مرداد 1392 01:05 ق.ظ