تبلیغات
آسمان برای پرواز - جمهور یازدهم

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

EmamNaghi بحرین
جبهه وبلاگی غدیر

ساخت كد آهنگ

Reba.ir
جمعه 7 تیر 1392-06:51 ب.ظ




بسم الله الرحمن الرحیم

با گذشت دو هفته از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران و مشخص شدن نتیجه آن، تحلیل ها و مطالب فراوانی در این زمینه توسط صاحب نظران و دلسوزان نوشته شده است. متن حاضر صرفا برداشت کلی یک جوان دلسوز نظام است و ارزش دیگری ندارد!!

مردم:

مردم ایران مثل 34 سال گذشته این انقلاب که همواره با جان و مالشان پای آرمانهای انقلاب ایستادگی کرده اند، این بار نیز در یک حضور چشمگیر و باشکوه ، با مشارکت حدود 73 درصدی در این انتخابات ثابت کردند، پایبند به ارکان نظام بوده و به جمهوری بودن این نظام اسلامی اعتماد داشته و معتقدند رای آنهاست که سرنوشت 4 سال آینده را مشخص می کند. مردمی که البته شرایط پیش آمده ( حال به هر دلیل) روی رای شان بی تاثیر نبوده است و در یک "عقلانیت سیاسی" تصمیم به تغییر جناح  حامی دولت موجود گرفتند. این البته در علم سیاست یک اتفاق مطلوب است و باعث ایجاد تعادل در اداره امور کشور می شود. 

نتیجه اصلی انتخابات:

رفتار ناجوانمردانه و نامردی نسل اولی های انقلاب در سال 88 که اختلاف 11 میلیون رای را قبول نکردند و با ادعای تقلب و  ادعای عدم خوانش آراء مردم، باعث به خیابان آمدن مردمی شدند که با اعتماد به این نسل اولیهای انقلاب،  باور کردند رای شان خوانده نشده و به دنبال حقوق ضایع شده شان بودند. در میان  این اعتراضات که در روز 25 خرداد آرام برگزار شد و در باقی روزها به آشوب کشیده شد، خسارات مالی زیادی برای اشخاص حقیقی و حقوقی و  البته خسارات آبرویی، اعتباری، مالی  و امنیتی کشور پدید آمد و در پاره ای موارد باعث کشته شدن عده ای از هموطنان چه در جمع معترضین و چه در جمع مدافعان حریم انقلاب شد.  آنچه در سال 88 بیش از هرچیز خودنمایی می کرد، رفتار نامناسب و نامردانه نسل اولی های انقلاب که حقیقتا "جفا در حق نظام" محسوب می شد، بود. رفتاری که در سال 92  با عمل نیکوی نسل دومیهای انقلاب به شدت محکوم و تقبیح شد. انتخابات سال 92 در شرایطی به آرامی و با قدرت برگزار شد که رئیس جمهور منتخب با کسب 261 هزار رای بالاتر از 50 درصد از کل آراء کسب شده، انتخاب شد. در این شرایط تمام کاندیداهای رقیب، در همان ساعات اولیه اعلام نتایج به کاندیدای منتخب تبریک گفتند و از اختلاف ناچیز آراء سوء استفاده نکرده و جوانمردانه پذیرفتند. این رفتار در مرحله نخست، حقانیت نظام را برای حفظ و صیانت از آراء مردم ثابت کرد و در مرحله دوم باعث روسیاهی ذغالهایی شد که در زمستان فتنه 88 آتشهای زیر خاکستری را ساختند که هرگز وجود نداشتند. و ساکتینی که علیرغم اطلاع از صحت انتخابات سکوت را بر اعلام مواضع ترجیح دادند و شعله آتشهای فتنه را فروزان کردند. و در نهایت آنچه بیش از همه روشن و واضح است سربلندی نظام اسلامی ایران بود.اعتباری که به دست نسل اولیهای خودخواه و متکبری که کشور را ارث پدریشان میدانند از دست رفت و باز به دست نسل دومیهای حاضر در انتخابات به دست آمد. نسل دومیهایی که چه در هیات کاندیدای حاضر در انتخابات پس از اعلام نتایج به کاندیدای منتخب تبریک گفتند، چه در هیات دولت برگزار کننده انتخابات آنهم در شرایطی که کاندیدای موردنظرش ردصلاحیت شده بود، جوانمرد ظاهر شدند. دولتی که انتخابات را علیرغم جفایی که در سال 88 در حق رئیسش انجام گرفته بود، سالم برگزار کرد و معاون اول و وزیر کشورش در همان روز به کاندیدای پیروزی تبریک گفتند که در سال 88 حاضر نشده بود ادعای تقلب را واهی بداند. این رفتار از دیگر سو نشان از آن دارد که مدعیان تقلب در جریان انتخابات سال 88، بسیار تمامیت خواه و توتالیتر بوده و همواره هر آنچه به نفع و مطابق خواسته شان نباشد، مردود دانسته و کودکانه زیر همه چیز می زنند. 


نسل اولیهای سمج انقلاب:

اولین اتفاقی که از رای مردم ایران حاصل شد، رجعت پر رنگ به 8 سال دوره سازندگی و کم رنگ به دوره 8 ساله اصلاحات است. آنچه تا کنون از دولت منتخب مشاهده شده است، و در برنامه های انتخاباتی ایشان دیده شده، ضمن مطالعه سری مجلات راهبرد، مطلب جدیدی به عنوان فکر و برنامه تازه ای که متعلق به دولت جدید باشد، به دست نمی دهد.  آنچه تا کنون واضح به نظر می رسد این است که نسل اول انقلاب با لجاجت و پافشاری، بدون طرح و برنامه، دوباره به قدرت برگشت. اشتباهی که معمولا در همه انقلابها رخ می دهد این است که نسل اول حاضر به کناره گیری نیستند و خود را صاحب آن انقلاب می دانند. به طور مثال این حس مالکیت در انقلاب ایران، باعث می شود یکی از بزرگان با سماجت زیاد در شرایطی که در انتخابات مجلس سال 76 رای نمی آورد و در انتخابات سال 84 ریاست جمهوری شکست می خورد، دوباره در سال 92 به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری ثبت نام می کند که البته با دلسوزی اعضای شورای نگهبان به دلیل کهولت سن، صلاحیت ایشان برای ریاست جمهوری که امری اجرایی و فعال است، احراز نمی شود. این سماجت و پافشاری منتج از سه عامل به نظر می رسد؛ 1- نسل اولی ها به نسل های بعدی برای اداره امور کشور اعتماد ندارند  2- اطرافیان ایشان باعث چنین سماجت و سهم طلبی می شوند 3- اینان برای اداره امور آینده کشور، نسل جوانی تربیت نکرده اند که با خیال راحت امور کشور را به دست آنان بسپارند. قضیه حتی از این هم بدتمی شود زمانی که نسل اولی ها نه تنها نسل دومی را تربیت نکردند، بلکه نسل دومی های موجود در صحنه را هم آزار دادند. نسل اولی که با شکست در انتخابات ریاست جمهوری با به دل گرفتن کینه و نفرت با پنجه کشیدن، در اثر ظلمی که در جریان فتنه در حق نظام شد، زمینه را برای ایجاد فشار جهانی به نظام فراهم کردند و از دیگر سو با ایجاد فشار روانی بر مردم و تنگ کردن عرصه در پاره ای زمینه ها شرایط را برای ناراضی کردن مردم مهیا نمودند. 


پیروزی اصولگرایان:

1- پیروزی بزرگ برای اصولگرایان در این انتخابات، اخلاق انتخاباتی و نمایش و به رخ کشیدن " تقوای سیاسی" بود. کاندیدایهای جناح اصولگرا، با پذیرش رای شکننده کاندیدای پیروز، به درستی ثابت کردند که پایبند به امر ولی فقیه، دارای اخلاق اسلامی، شعور سیاسی و سعه صدر بالا هستند. این درس بزرگی برای مدعیان دموکراسی و زنده باد مخالف من بود. درسی که اگر گروهی ادعای آن را داشتند، این گروه به درستی به آن عمل کردند.

2- علیرغم شکست ظاهری اصولگرایان در این انتخابات، دلایلی وجود دارد که می توان از این اتفاق به جای شکست، از تعبیر "عقب نشینی تاکتیکی" استفاده کرد. از طرفی، با عدم اجماع اصولگرایان بر سر یک کاندیدا، زمینه برای ارائه یک رای عقلانی برای حامیان این جناح فراهم شد. به طوریکه وجود 3 یا شاید 4 کاندیدای مربوط به جناح اصولگرایی، دست رای دهندگان را برای تفکر بیشتر و انتخاب دقیق تر باز گذاشت. در حال حاضر رهبران جناح اصولگرایی به جای یک رای قطبیِ احساسی، یک رای طیفیِ عاقلانه را در دست دارند و مبنای برنامه ریزی دقیق برای سالهای آینده فراهم است. از طرف دیگر، برای جریان اصولگرایی روشن شد، عده ای در بین این جناح حضور دارند که علیرغم ادعای اصولگرایی در شرایط بحرانی و حساس، مواضع همسو با این جناح از خود بروز و ظهور نمی دهند. به طور مثال در جریان مناظره سیاسی 8 کاندیدای ریاست جمهوری، مواضع جناب آقای دکتر ولایتی،  به مواضع آقای دکتر روحانی نزدیکتر بود تا مواضع دکتر حداد و دکتر جلیلی و دکتر قالیباف، تا جایی که حتی در یک جا آقای دکتر روحانی را شاهد حرف خود گرفتند. اینکه کاندیداهای مختلف چه مواضعی را برای خود در نظر بگیرند، در هر شرایط آزادند ولی اینکه به اسم جناح یا قطبی وارد میدان شوند و مواضع آن جناح را مدنظر قرار ندهند، جای بحث دارد. لذا این دو پیروزی بزرگ و روشن، و شفاف شدن مسائل، چه در گروه رای دهندگان، چه در گروه رجل سیاسیِ قابل سرمایه گذاری، زمینه ی طراحی قواعدِ به قدرت رسیدن و کسب نتیجه سیاسی را به خوبی فراهم آورده است و بر رهبران این جناح است که ضمن استفاده از این فرصت خدادای، در 4 سال پیش رو با تحلیل دقیق و رصد مداوم شرایط، برنامه و حتی اشخاص مناسبی را برای سرمایه گذاری سیاسی فراهم و تربیت نمایند. در مقابل کاندیدای رقیب اصولگرایی در شرایطی با یک رای حداقلی به پیروزی رسید که طیفهای گسترده ای را در سبد رای خود جای داده است. طیفهایی که بعضا در مبانی با هم تفاوت ریشه ای و اساسی دارند و این موضوع شاید در ادامه روند دولت یازدهم، مسائل و مشکلات پیچیده ای را ایجاد کند. جامعه روحانیت مبارز، اشخاص معطوف به حزب کارگزارن، اصلاحات، جنبش سبز، جنبش بنفش یا کلید، عده ای از مردم انقلابی که به اعتبار حضور ایشان در شورای عالی امنیت ملی با حکم رهبر انقلاب به ایشان رای داده اند، عده ای از مردم که به اعتبار لباس مقدس روحانیت که بر تن ایشان است  به آقای دکتر رای داده اند، و ...افرادی هستند که رایشان در سبد رای آقای دکتر روحانی قرار گرفته است. و این قطب، عملا یک قدم از اصولگرایان عقب تر است. زیرا از طرفی با توجه به قطبی شدن انتخابات در این جناح، و اینکه رای حاصل یک رای احساسی بوده است، در واقع برداشت درستی از میزان رای هر یک از طیفها ندارند و باید دولت خود را بر روی یک سبد رای احساسی و نه چندان عقلانی بنا کنند. و از دیگر سو،  این سوال مطرح است که با توجه به تفاوت مبنایی بنیادین در پاره ای از این طیفها، شکلگیری ساختاری دولت یازدهم به چه صورتی باید باشد که تمامی این طیفها را بعلاوه پنجاه درصدی که رای به دیگران داده اند را راضی نگه بدارد؟ این مساله زمانی پررنگ تر خواهد شد، که دولت پرچم اعتدال را بلند کرده و خود را فراجناحی می داند.


ادامه دارد....

ان شاء الله در مطلب بعدی به شرط حیات، عوامل موثر در تغییر جناح سیاسی توسط مردم را در حد سوادم ذکر خواهم کرد.



پادکست صوتی شنیدنی از رهبر معظم انقلاب/عقل این سیاسی بازی‌ها و سیاسی‌كاری‌های متعارف نیست/ در این امتحان، نتیجه مردود شدن، یك سال عقب افتادن نیست؛ سقوط است (یک صوت پر از آرامش... از دستش ندید)


امروز روزی است كه خدا این گونه خواسته است...

چند نکته درباره انتخابات یازدهم ریاست جمهوری

چهار سال قبل؛ در چنین روزی ...

شکوه شکست

چرا فضای ایران «روحانی» شد ؟

نباید فتنه و اهداف آن را فراموش کرد

برخی‌ها چون نتیجه دموکراسی به نفعشان نبود فتنه راه انداختند/ مدعیان تقلب عذرخواهی کنند

یک جنگ جهانی علیه ادبیات مقاومت در جریان است

رهبر معظم انقلاب به کدام بخش از مناظره‌های تلویزیونی اشاره کردند!؟

قاضی‌زاده:مدعیان تقلب باید از مردم عذرخواهی کنند




تاریخ آخرین ویرایش:چهارشنبه 19 تیر 1392 12:48 ب.ظ