تبلیغات
آسمان برای پرواز - اصلح

:درباره وبلاگ

:آرشیو

:طبقه بندی

:پیوندها

:نویسندگان

:آخرین پستها

:ابر برچسبها

آماروبلاگ

EmamNaghi بحرین
جبهه وبلاگی غدیر

ساخت كد آهنگ

Reba.ir
جمعه 24 خرداد 1392-01:41 ق.ظ



بسم الله الرحمن الرحیم

می دانم این مطلب انقدر دیر هست که به نفع کسی نباشد. این روزها خیلی خودم را کنترل کردم چیزی ننویسم که بر علیه کاندیداهای اصولگرا باشد. اما از کاندیدای اصولگرایی که مورد قبولم هست که در این ساعات می توانم با منطق دفاع کنم.


1- کاندیدای اصلح از نظر من کسی است که علاوه بر تعهد به اسلام ناب و انقلاب اصیل اسلامی، مدیر استراتژیک باشد. یعنی توان تشخیص، تصمیم و اقدام به موقع را در لحظه داشته باشد. 

تصور کنید دبیر شورای عالی امنیت ملی کشور هستید. وزیر اطلاعات با شما تماس بگیرد که هواپیمایی از فلان کشور به سمت فلان کشور در حرکت است از روی آسمان ایران. رد یکی از معاندین امنیتی نظام در این هواپیما زده شده است و این هواپیما باید در خاک ایران به زمین بنشیند. نشاندن هواپیمای مسافربری یک کشور، در خاک کشوری دیگر تبعات سنگینی به همراه خواهد داشت. شما در کل، نیم ساعت بیشتر وقت ندارید. فرصت تماس با رئیس جمهور، رهبری، وزرا و سایرین نیست. باید در لحظه تصمیم بزرگی بگیرید. شما با فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح تماس میگیرید. بدون توضیح نشانی هواپیمایی که باید به زمین بنشیند میدهید. ایشان بدون هیچ سوالی با فرمانده کل ارتش تماس میگیرد. و ایشان با فرماده نیروی هوایی ارتش. دو هواپیمای جنگنده از زمین بلند می شود. هواپیمای مسافربری را با تیر اخطار به زمین می نشاند. فرد مورد نظر دستگیر میشود. از مسافرین با هدایایی عذرخواهی میشود. و به این ترتیب بزرگترین عملیات اطلاعاتی-امنیتی کشور رخ میدهد. در حالی که شما پس از آن تماس تلفنی اول، به خواب رفته اید. با همین آرامش خاطر و اطمینان از تصمیمی که گرفته اید. صبح هنگام نماز صبح،  وزیر اطلاعات با شما تماس میگیرد و خبر موفقیت عملیات را به شما می دهد. این یک روش است.

یک روش دیگر این بود که شما پس از تماس وزیر اطلاعات، دستپاچه میشدید، میترسیدید، از قبول مسئولیت شانه خالی میکردید، دنبال شخصی میگشتید که بار مسئولیت را به دوش او بیندازید و...  یا  مثلا با رئیس جمهور تماس بگیرید. ایشان به وزرای مربوطه اطلاع دهند. جلسه ای تشکیل شود و دسته جمعی به تصمیمی برسید اینکار حدود 3-4 ساعت به طول خواهد کشید. در آن ساعتی که شما تصمیم گرفته اید احتمالا فرد مورد نظر در کشور مقصد در خانه گرمش مشغول صرف چای و شیرینی است!


2- از نظر من فرد اصلح کسی است که با شرایط اقتصادی حال حاضر ایران به دنبال درمان وضع موجود باشد نه تسکین موقت درد. مردم ایران، با توجه به شرایط پیش آمده ناشی از آشفتگی اقتصاد جهانی، تحریمها، برنامه ریزی نامطلوب داخلی و  ماهی گرفتن عده ای از آب گلالود شده توسط عده ای دیگر در شرایط خوبی به سر نمیبرند. این دغدغه قابل اعتنایی است که البته اصل اولی نیست، اما مهم است. باید چه کرد؟

الف- آیا باید تمام مسائل را به گردن تحریمها انداخت و نتیجه گرفت که باید سرخم کرد. کرنش کرد تا شرایط مطلوب شود؟ با فرض پذیرش اثر تحریمها، آیا سرخم کردن و کوتاه آمدن، باعث کاهش یا رفع کامل تحریمها میشود؟ اگر چنین است، چرا در دولتی که تا سرحد توان سرخم کرد، چنین اتفاقی نیفتاد؟  و البته مناسب میدانم کسانی که تحریمها را دلیل ایجاد شرایط کنونی میدانند در مورد داماتو و هلمز برتون مطالعه نمایند.

ب- آیا باید به دنبال برنامه صحیح اقتصادی بود؟ اگر جواب مثبت است، آن برنامه چیست؟ آیا پیاده کردن نظریه های اقتصاد پولی کارساز است؟ مدل کینزی، نئوکینزی، یا فریدمنی پاسخگو خواهد بود؟ ایران در دوره 34 ساله خود همه این مدلهای اقتصادی را تجربه کرده است و هیچ دوره ای اثری از آرامش کامل اقتصادی دیده نشده است. حتی کشورهای مبدع این نوع مدلهای اقتصادی، الان خود درگیر تنشهای اقتصادی هستند که مردمشان را به شدت ناراضی کرده است. شاید به همین دلیل است که امام جامعه، سال پیش، مساله کرسیهای آزاداندیشی فقهی برای تبیین مدل اقتصاد اسلامی را مطرح کردند. اقتصادی که بر پایه ربا باشد، بر طبق نص صریح قرآن جنگ با خدا ست. باید به دنبال چه بود؟ در حال حاضر با شرایط موجود اقتصادی و عدم وجود مدل مدون اقتصاد اسلامی، مدل اقتصاد مقاومتی رهبر معظم انقلاب بهترین گزینه برای جراحی بزرگ اقتصادی است. باید باور کنیم که این یک جنگ است و خدا بر طبق سنتش با صالحان و متقین است. باید باور کنیم که یک خدا بیشتر نداریم و  خدای جبهه ها، خدای  اقتصاد هم هست، خدای بازار هم هست، خدای کارخانه ها هست. باید در مسیر حق قرار بگیریم. برای عاقبت به خیری گریزی از این مسیر نیست. اِن تنصروالله ینصُرکم.

در این میان هر کاندیدا یک مدل اقتصادی را برای ادامه راهش انتخاب کرده است. یک کاندیدا که مدل اقتصاد نئوکینزی اش در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، موجود و مثبوت است!  یک نفر برنامه چند صفحه ای را برپایه همان اقتصاد پولی ربامحور تبیین و ارائه داده است و معروف شده است به اینکه برنامه اقتصادی دارد! دیگری با طرح اقتصاد فئودالی، در پی اجرای طرحی در ایران است که احتمال درگیریهای قومیتی را در پی دارد. و یکی از کاندیداها با یک تیم بزرگ اقتصادی، برنامه اقتصاد مقاومتی بدون ربا را در پیش گرفته است. تیم ایشان از ترکیب چند تن از اساتید بزرگ اقتصادی دانشگاههای ایران تشکیل شده است. پروفسور درخشان سرتیم اقتصادی این کاندیداست. (برخی اعضای تیم اقتصادی ایشان؛ پروفسور درخشان(پایه گذار رشته معارف اسلامی و اقتصاد) دکتر مهدی زریباف(پژوهشگر اقتصاد اسلامی ) دکتر زاهدی وفا(معاون اسبق وزیر اقتصاد ورئیس دانشکده امام صادق(ع)). هدف، حذف ربا از زندگی ایرانیان مسلمان است در کنار بهره مندی از منافع اقتصاد مقاومتی که مبسوط تفاوتش با ریاضت اقتصادی توسط اهل فن ذکر شده است. اصلاح ساختار اجرایی اداری کشور که عموما مانع به کارگیری ظرفیتهاست، و جلوگیری از تکرار اتفاقاتی مثل مفاسد اقتصادی پیش آمده بوسیله تشکیل سامانه ها و مراکز اطلاعات اقتصادی از دیگر برنامه های کلان اقتصادی ایشان است. 


ج- قدرت اجرایی علاوه بر مدیریت کلان استراتژیک از دیگر مواردی است که یک رئیس جمهور باید داشته باشد. ساختن پل و بزرگراه و پارک و رنگ کردن جداول کنار خیابانها و.. از مواردی است که جزء سابقه اجرایی محسوب میشود. (فعلا کاری با لزوم یا عدم لزوم وجود برخی پروژه ها ندارم. بعد از انتخابات  مبسوط در این باره با توجه به تخصصم در زمینه معماری و شهرسازی خواهم نوشت که محکوم به زدن کاندیدای اصولگرا نشوم) قبول! اما برای من استفاده از ظرفیت شرایط موجود بسیار مهمتر است. یعنی اینکه شخص، قدرت درک و تبیین شرایط موجود را داشته باشد و بتواند آنالیز صحیحی از نقطه ای که در آن قرار دارد، داشته باشد. به طور مثال شورای عالی امنیت ملی، در دوره ای از ترس ایجاد جنگ نظامی بر علیه کشور، تقریبا به مخروبه ای متروک تبدیل شده بود که خاک میخورد. در دوره بعدی نسبت به قبل وضع مناسبتری پیدا کرد و در دوره بعدی بسیار فعال شد. به طوریکه بهره گیری از ظرفیتها کار را به جایی رساند که تهدید به بمباران نقطه ای  ایران که  در دو سال پایانی دوره اصلاحات وجود داشت، به کلی برطرف شد و روند تهدیدهای نظامی در این دوره، به پائین ترین احتمال در 34 سال گذشته رسید. من این نوع قدرت اجرایی را ارجح میدانم به پل سازی و بزرگراه سازی. ضمن اینکه کسی که مدیر استراتژیک است و قدرت تشخیص، تصمیم و اقدام به موقع را داراست قطعا به بهره گیری از مشاورین و متخصصین فن معتقد است و قطعا در شرایط لازم با بهره گیری از بهترین پیمانکاران و متخصصین پل و بزرگراه و راه آهن و فرودگاه خوب هم خواهد ساخت. 


د- بررسی سابقه کاندیدای مورد نظرم در وزارت امورخارجه، حجت را بر من تمام کرد. بی حاشیه و بدون سر وصدا با حضور در بازرسی وزارت امور خارجه، 17 سفیر را به خاطر پرونده های مالی اخراج کرد. از اهل فن بپرسید، این در وزارت خارجه یک انقلاب محسوب میشود. اضافه می کنم به این موارد، برهم زدن گعده های! باند نیویورکیها را. این دو کار بسیار عظیم در نهادی به اهمیت وزارت خارجه، از نظر من یک سابقه اجرایی مهم  و شگفت محسوب می شود. ( باز هم توضیح مبسوط تر را میگذارم برای بعد انتخابات که محکوم نشوم به زدن آن یکی کاندیدای اصولگرا!)

ه- اضافه میکنم بر موارد فوق سلامت اقتصادی، ساده زیستی، اشرافیت گریزی و منش مردمی او که حتی در عالی ترین مناصب از بین نرفته است. تا جایی که می دانم ظاهرا ایشان بر اساس قانون می تواند تا 22 نفر محافظ داشته باشد در حالیکه حتی یک محافظ هم ندارد!

ز- من کاندیدای مورد نظر خود را نماینده جریان اصولگرای عمیق می دانم. جریانی که گفتمان انقلاب اسلامی را اولویت خود میداند. به دنیال پیاده سازی قرآن در متن جامعه است. این البته به معنای برگزاری مسابقات قرآن و تشکیل مدارس قرآنی نخواهد بود. به این معناست که در زمینه اقتصادی جنگ با خدا را کنار میگذارد. در زمینه فرهنگی، دارای تجربه و سوابق فرهنگی در راستای اهداف انقلاب جهانی اسلامی است. در زمینه امنیتی و نظامی همسو با اهداف و آرمانهای انقلاب است  و به دنبال عمل به راهبردها و دیدگاههای رهبری است. بنده کاندیداهای دیگر اصولگرا را نماینده جریان اصولگرای لایه دوم می دانم. جریانی که اولویتش جاده سازی، سد سازی و در کل "سازندگی" است. امکان انحراف به چپ (حوزه های اجتماعی) و یا انحراف به راست ( تفکر لیبرالی) در این نوع دیدگاه وجود دارد. برای حل مشکل، گاهی حاضر به تغییر روند امنیتی کشور از ضربه اول به ضربه دوم است.  و در کنار اینها از انقلاب هم حرف می زنند. به طور کلی باید گفت این دیدگاه از لحاظ سخت افزاری قوی است ولی از لحاظ نرم افزاری نیاز به کنترل ولیّ دارد.

باید توجه داشت که در حدود 10 سال اینده، نسل اول انقلاب از دست میرود. این یک خطر است. فرصت کم است. ثانیه ثانیه این نظام غنیمت است. ثانیه ثانیه عمر رهبر انقلاب، برای ما و این انقلاب غنیمت است. نظام، از ساخت و ساز در نمی ماند، از پیاده سازی قرآن در می ماند. باید کسانی سر کار بیایند که حرف آقا زمین نماند. این یک احساسات نیست. من تحت هیچ شرایطی حاضر نیستم از ترس مرگ، خودکشی کنم. قرار هم نیست نظرسنجی ای که به لطف حمایت دوستان حزب اللهی ما و البته دلایل ذکر شده در متن قبل، بوجود آمده است را ملاک رای خود قرار دهم. نمی دانم چرا برای جریان عظیم انقلاب، حرف امام که ما مامور به تکلیفیم نه نتیجه صادق بود،اما امروز صادق نیست؟!

کاندیدای مورد نظر من، حتما ایراداتی را هم دارد. قطعا معصوم نیست. اما به عنوان نماینده جریان اصولگرای عمیق، خیرالموجودین است. من به آقای دکتر جلیلی رای می دهم. و امیدوارم برای کشور هر آنچه خیر است رقم بخورد.


1- سعی کردم حتی الامکان ایراداتی که به ایشان گرفته بودند را پاسخگو باشم. این تمام محاسنشان نبود.

1-1: یکی از مطالب پروفسور درخشان در مورد سرمایه داری مربوط به سال 90(ربطی به جو انتخابات ندارد)

2- از دوستان حزب اللهی ام تقاضا دارم ما را از ترس روحانی، مجبور به رای دادن به کاندیدای مورد نظرشان نفرمایند. در بدترین شرایط انتخابات به دور دوم میرسد و ما بین یک اصولگرا و یک اصلاحطلب به کاندیدای اصولگرا رای خواهیم داد. و در شرایط خیلی بدتر مجبوریم روحانی  یک آنگلو فیل گنده را به عنوان ریاست جمهور 4 سال  آینده بپذیریم. و این را بیش از همه مدیون ائتلافی خواهیم بود که اعضایش به جز یک نفر که تقوای سیاسی اش تا ابد در تاریخ خواهد ماند، پایبند به ائتلاف نماندند. ( اینجا هم در بعدا در مورد بعضی اتفاقات پیش آمده خواهم نوشت.) و دوستان حزب اللهی ای که پایندی به انقلاب را احساسات خواندند و نتیجه نظرسنجی خودساخته را میزان ساختند برای سایر دوستانشان. و بماند باقی حرفها برای بعد.

3- خیالم راحت است. نگران نیستم. الخیر فی ما وقع.

4- نه به کاندیدایی رای میدهم که آوازه ترسش گوش فلک را کر کرده است در پرونده هسته ای ایران و سعی شدید بر ماستمالی کرده هایش دارد. نه به کاندیدایی رای میدهم که دیپلماسی غربی را به انقلابی بودن ترجیح میدهد و خرده میگیرد به مقاومت در پرونده هسته ای. نه به کاندیدایی رای میدهم که کار گذشتگان هسته ای را تفریط و کار تیم مذاکرات هسته ای کنونی را افراط میداند. نه به کاندیدایی رای میدهم که وقتی بحث هسته ای پیش میاید ساکت میشود و حرف نمیزند! من به کاندیدایی رای میدهم که در پرونده هسته ای به فکر همه هست. به فکر همه ایران.  وصد  البته به فکر علیرضا و آرمیتا.




تاریخ آخرین ویرایش:دوشنبه 10 تیر 1392 01:42 ق.ظ